العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

184

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

على عليه السّلام بسنجيد ، و ما دوستى على را بفرزندان خود پيشنهاد ميكرديم ، هر كه على دوست بود ميدانستيم فرزند ما است و هر كه دشمن على بود از ما نبود . 81 - در علل و مجالس صدوق ( 209 ) : بسندى تا سلمان فارسى كه ابليس به چند تن گذشت كه بامير المؤمنين عليه السّلام بد ميگفتند ، برابرشان ايستاد گفتند ، كيست برابر ما ايستاده ؟ گفت منم ابو مره ، گفتند : تو سخن ما را نشنيدى ؟ در پاسخ گفت : بدا بر شما دشنام داديد سرور خود على بن ابى طالب را ، گفتندش : از كجا دانستى كه او آقا و سرور ما است ؟ گفت : از فرموده پيغمبرتان صلّى اللَّه عليه و آله و سلم [ هر كه را منم مولا و آقا على است مولا و آقا بارخدايا دوست دار هر كه دوستش دارد ، دشمن دار هر كه دشمنش دارد ، يارى كن هر كه را ياريش كند ، و انه هر كه را وانهدش ] به او گفتند : تو از دوستان و شيعيان او هستى ؟ گفت من از پيروان و شيعه او نيستم ولى دوستش ميدارم ، و كسى با او دشمن نباشد جز من در مال و فرزند او شريك شوم ، به او گفتند : اى ابا مره در باره على سخنى گوئى ؟ بدانها گفت : اى گروه از من بشنويد ، اى گروه ناكثان و قاسطان و مارقان من خداى عزّ و جلّ را در دوره جانّ 12 هزار سال عبادت كردم و چون خدا آنها را نابود كرد بخداى عزّ و جلّ از تنهائى شكايت كردم و مرا به آسمان دنيا برد و در آسمان دنيا 12 هزار سال ديگر بهمراه فرشته‌ها عبادت كردم . در اين ميان كه ما به تسبيح خدا عزّ و جلّ پرداخته بوديم و او را تقديس ميكرديم نورى پرپرتو بما گذر كرد و فرشته‌ها همه برايش سر به سجده نهادند و گفتند سبّوح قدوس ، اين نور نه از فرشته‌اى مقرب و نه از پيغمبرى مرسل است ، اين نور سرشت على بن ابى طالب عليه السّلام است . بيان : آن لعين اين حديث را براشان گفت تا حجت بر آنها تمامتر شود و عذابشان سخت‌تر گردد زيرا ميدانست كه آن را باور نكنند . 82 - در علل - 2 : 259 بسندى تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كه چون بآسمانم برآوردند